خواجه نصير الدين الطوسي ( مترجم : محب الاسلام )

30

على ( ع ) ميزان حق ( ميزان حق يا شرح فصل امامت از تجريد الكلام ) ( فارسى )

است . و بعضى قصّه را با اين شعر اشارت كردند . و لما فتنت بلحظ له / / * ذلت فما خفت من شامت و ديگرى نيز گفته : و اللّه يقضى بكل يسير / / * و يحفظ الضيف حيث كانا و مرادشان بحروف بىنقطه مسلمين و از با نقطه يهود است . « 1 » شايد چنين باشد . . . ! ؟ مدتى در اين انديشه بودم كه چرا برخى از ارباب قلم به شخصيتى ، عظيم چون خواجه حمله كرده‌اند . خدمات ارزنده وى را نديده گرفته‌اند ؟ درست است كه خواجه با هولاكو وارد بغداد شد و عباسيان سقوط كردند . اما چرا ساقط شدند ؟ بعد چه شد . . . ؟ بر اثر درايت و حسن تدبير خواجه همان قواى مهاجم به خدمت اسلام و مسلمين درآمدند : و از اينان سلسله‌هائى در ايران ، و شبه قاره هند ، باقى ماندند ، كه آثار خدمات ايشان به اسلام و علم و مسلمانان هنوز باقى است . وقتى نسبت اين قوم مهاجم را با اسلام بسنجيم ، و اعمالشان را و از آن طرف بنى اميه و بنى عباس را با قرب زمان و مكان و نسبت باسلام و پيمبر اسلام صلّى اللّه عليه و إله و سلّم و مسلمين ، و اعمالشان را ، ببينيم خداى را كدام يك مستحق توهين و كدام يك سزاوار تعظيمند ؟ در اين افكار بودم كه احتمالى پيش آمد ، و آن اينكه : اين سلسله‌هائى كه از « مغول » در ايران و هند ، باسلام خدمت كرده‌اند چون يا بوسيله خواجه و يا بوسيله شاگردش « علامه حلى » مذهب شيعه را پذيرفته‌اند . لهذا مورد « لطف » حنبليها قرار نگرفته‌اند . . . تا شما چه گوئيد ؟ و با اين مقياس كسانى كه در زمان ما هم از خواجه گله دارند شناخته ميشوند .

--> ( 1 ) - مفامع الفضل ط / 1 / فصل ( ضلد )